۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

معمای خسّت

"معمای خسّت "
  وقتی من کمتر می خرم تولید کننده کمتر تولید می کند بنابراین درآمد من کم می شود شما هم کمتر می خری و الی آخر در پایان سال همه ما درآمدمان کمترشده است .
قناعت ورزیدن توسط یک فرد خوب است نمی توان گفت قنافت ورزیدن توسط کل جامعه هم خوب است  .مرتکب خطای ترکیبی شدهایم . چون رشد و توسعه جامعه منوط به این است که مردم قناعت نکنند و بیشتر خرج کنند .
اکنون وقتی شما در مصدر یک سیاستمدار کلان نشسته اید باید نگاهتان کلان باشد و مراقب باشید احکام و ارزش های سطح خُرد را به کلان تعمیم ندهید و سیاست های کلانتان از احکام سطح خرد نشأت نگیرد .

 محسن رنانی       





۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

گوناگون

بامداد 30 خرداد هوا ، مه آلود ، کوهستانی

کوتاه و به اختصار نوشتن کلمات مانند :       (Multinational corps ( MNC

     ****************************************************************

روبرت صافاریان در نقد سانسور خیرخواهانه می نویسد :آنچه در مورد رمان ماجراهای هکلبری فین رخ داده نمونه‌ای است از گسترش دغدغه پاکسازی یا بهداشتی‌سازی به حیطه تاریخ. نه تنها تحریف تاریخی است، بلکه نقض حقوق نویسنده‌ای که دیگر نیست و امکان دفاع از خود را ندارد و همین طور دست بردن در اسناد تاریخی و به رسم روز در آوردن آن‌ها.
جالب است بدانیم که در ترجمه فارسی این رمان توسط نجف دریابندری nigger به سیاه، سیاهپوست و چند جا به غلام‌سیاه ترجمه شده است. هیچکدام از این کلمات بار توهین‌آمیز ندارند. اصولاً پیدا کردن کلمه‌ای فارسی که هم معنای ارجاعی nigger را داشته باشد و هم معناهای تلویحی و بار عاطفی و ایدئولوژیک آن را، غیرممکن است. به این ترتیب، در گفت‌وگو از ترجمه، تمام آن بحث‌ها منتفی می‌شوند. امّا این در عین حال نشان می‌دهد که ما در ترجمه، بدونِ سانسور خیرخواهانه نیز، بسیاری چیزها را از دست می‌دهیم.

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

مجسمه ها و داستان ملل

آرش کمانگیر
http://www.smokhtabad.com/



با گشتي گذرا در شهر ساري" مازندران را نمي گويم كه عزيزي در دهه هفتاد گفتند:" محروميت مازندران در زير برگهاي سبزش پنهان شده است"، ميتوان عمق محروميت فرهنگي، هنري، اقتصادي اين شهر را براحتي دريافت. حجم عظيم جوانان تحصيل كرده اما بيكار، در صد بالاي جرم و جنايت، شهري كثيف و بدون داشتن اصول اوليه امكانات شهري و هزاران مشكل ديگر...، اما اينان مشكل را در چند مجسمه بيزبان جستند.
اينجانب بعنوان فرزند شهر مظلوم و بي پناه ساري، و نيز عضو كوچك جامعه فرهنگ و هنر ايران عزيز، تاسف و تالم خود را از اين رفتار غير فرهنگي مسئولان حاضر اعلام و از نمايندگان مردم  ساري در مجلس  و نيز شوراي شهر  مصرانه ميخواهم كه همين نمادهاي اندك هنري و نيز خاطرات نوجواني و جواني من و نسل مرا پاك نكنند. و از مردم شريف ساري نيز تقاضا دارم با اعتراض جدي به مسئولان به آنان گوشزد نمايند كه برداشتن نمادها و نيز آثار هنري يك شهر تنها با موافقت و نيز مشورت مردم آن شهر يا نمايندگان آنان و نيز نخبگان فرهنگي و هنري ميسور است، نه با دستور قاضي القضات،سياستمداران و صاحبان قدرت.
نسل من!
چشمها را بايد شست
جوري ديگر بايد ديد...
خاكپاي مردم مازندران
سيد عبدالحسين مختاباد
خرداد 1390
سال اسب ، سال انقلاب 57

۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه

عشق

 عشق شادی است، عشق آزادی است


عشق آغاز آدمیزادی است


زندگی چیست؟ عشق ورزیدن


زندگی را به عشق بخشیدن


زنده است آن که عشق می ورزد


دل و جانش به عشق می ارزد (ه. الف سایه)

غذای سگ ؟!!

!

 جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ 

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد …
یک آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم …

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش …
همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همینه گوشت بده ننه !

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فَقَط اشغال گوشت میشه ننه … بدم؟!!

پیرزن یکم فکر کرد و گفت: بده ننه!

قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو می کند ومیگذاشت برای پیرزن ...

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟!

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ؟!!

جوون گفت: اره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره … سگ شما چجوری اینارو می خوره؟!
پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه … شکم گشنه سنگم میخوره
جوون گفت: نژادش چیه مادر؟!

پیرزنه گفت: بهش میگن توله سگ دوپا ننه …ایناره برای بچه هام میخوام ابگوشت بار بذارم !

جوونه رنگش عوض شد … چند تیکه بزرگ از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن …

پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره برای سگت نگرفته بودی؟!
جوون با شرمندگی گفت: چرا !

پیرزن گفت: ما غذای سگ نمیخوریم ننه … بعد فیله ها رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتهاش رو برداشت و رفت !
قصابه هم شروع کرد به وراجی که: خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این چرندیات ...
و من همینجور مات مونده بودم ...

بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی


 * باران *

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

فرشته مهر




هاله سحابی، فعال حوزه زنان، در سال ۱۳۳۴ به دنیا آمد، دارای سوابق مبارزه سیاسی و اجتماعی بود، از اعضای تشکل مادران صلح بود و عضو رسمی شورای فعالان ملی مذهبی.

خانم سحابی قرآن پژوه هم بود؛ یک نو اندیش دینی که هوادار به روز کردن قواعد دین اسلام بود. هاله سحابی معتقد بود زن در قرآن از منزلت بالایی برخوردار است.

 بارها در سخنرانی هایش گفته بود که دسترسی به حق اقتصادی، ممانعت از زنده به گور کردن دختران و تعیین ارث برای آنها از نکات مثبتی است که در تاریخ صدر اسلام برای زنان اتفاق افتاد اما تفاسیر امروزی باید شکل متفاوتی پیدا کند به گونه ای که اگر زن در زمان پیامبر به حق ارثی معادل نصف مرد می رسید باید در این ۱۴۰۰ سال و بر اساس پیشرفت اقتصادی، اجتماعی زنان، در این موارد مفسران ما قایل به نگاه تازه ای می شدند که متاسفانه چنین چیزی به چشم نمی خورد.

مخالف خشونت، قربانی خشونت


"کسی که به شدت مخالف خشونت بود، خودش بدجوری مورد خشونت قرار گرفت"


قرآن پژوه نو اندیش از زبان برنده ایرانی جایزه صلح نوبل 2003

شیرین عبادی می گوید، "خانم سحابی از معدود کسانی است که در چارچوب مباحث دینی به دنبال اثبات برابری حقوق زن و مرد بود. خانم سحابی معتقد بود اینکه دین اسلام مردان را مجاز می کرده چهار همسر اختیار کنند به معنی محدود کردن مردان بوده چرا که تعداد ازدواج های مردان در آن زمان بسیار بیش از اینها بود."

به گفته او، هاله سحابی می گفت وقتی دین اسلام برای زنان سهم الارث در نظر می گیرد باز هم در جهت احقاق حقوق زنان بوده چون در آن زمان زنان به عنوان مایملک مردان بین وراث تقسیم می شده اند و ارثی به آنها تعلق نمی گرفت.

هاله سحابی، خودش پدرش و پدربزرگش عمری را در راه مبارزه برای رسیدن به دموکراسی دینی سپری کردند

خانم سحابی بارها در سخنرانی های مختلف خود تاکید کرده بود که اسلام در جهت احقاق حقوق زنان این دستورات و دستورات دیگری از این دست را صادر کرده اما مشخصا این دستورات باید به فراخور زمانی که در آن زندگی می کنیم تغییر کند. در زمانی که زنان خود نان آور خانواده اند و همپای مردان و حتی گاه بیش از آنان در گذران زندگی نقش دارند، اینکه نصف مردان ارث ببرند منطق ندارد و می توان ارث برابر برای آنها در نظر گرفت.

شیرین عبادی درباره خانم سحابی می گوید که وی اطلاعات وسیعی درباره دین اسلام داشت سالها بر روی قرآن مطالعه کرده بود و معتقد بود که اسلام برای عزت بخشیدن به زنان نازل شده و هدفش این بوده که زنان را از زنده به گوری رها کند و در ۱۴۰۰ سال قبل که زنان هیچ حقوقی نداشتن برای آنان حقوق مقرر کرد و بر همین اساس باید قرآن تفسیر شود، یعنی هدف اصلی دین اسلام ارج نهادن به زن است نه ایجاد محدودیت برای او.

هاله سحابی سمینارهای زیادی در این باره برگزار کرده بود که از جمله می توان به جلسات سخنرانی او در کانون مدافعان حقوق بشر اشاره کرد.

خانم عبادی می گوید:"این فعال حقوق زنان با مباحث فمینیستی در جهان آشنایی کامل داشت. اما در این مباحث مشکل ایدئولوژیک آنگونه که در ایران وجود دارد، موجود نیست، در ایران تفسیرموجود از اسلام مردانه و نادرست است و هاله سحابی با این مخالف بود و برای تفسیر درست اسلام فعالیت می کرد."

"ما خیلی خوشبخت بودیم"

هاله سحابی که به گفته خودش در آخرین دیدار با عزت الله سحابی، بر بالین پدر شعرهای پروین اعتصامی و عراقی خوانده بود در گفتگو یی گفته بود : مگر ما از پدر چه می خواستیم؟ یک حکمت و معرفتی می خواستیم که همه آن را داشتیم و کاش در همه خانواده ها در کنار پدرشان از این نعمت ها برخوردار می شدند. وگرنه مسائل مادی همه حل می شود و می رود . فقط می دانم خانواده از مادرم تا عمو ها و دایی ها و خاله ها و عمه ها نگذاشتند بفهیم سختی ها چه طور گذشت از بس که خانواده و دوستان به ما رسیدند. ما خیلی خوشبخت بودیم ."

BBC
خلاصه شده از سایت