خزان گل خانه را تسخیر کرده است
گل و گل بوته را تحقیر کرده است
به جای شاخه های یاس و شب بو
نهال یأس را تکثیر کرده است
گمانم باغبان را مرده پنداشت
زبس پژمرده گل تفسیر کرده است
خزان را چرخ گردون بال و پر داد
مگو کان باغبان تقصیر کرده است
چو حق را حق خود پنداشت درباغ
تبر را تیغ حق تفسیر کرده است
خزان با نسل گل زان رو در افتاد
که مفتی لاله را تکفیر کرده است
چونان از خاری گل با چمن گفت
که جای خار و گل تغییر کرده است
ولی غافل که آیات طراوت
خدا بر برگ گل تحریر کرده است
بهاران می رسد از راه یاران
اگر چه اندکی تاخیر کرده است
شاعر : استاد باد کوبه ای




